شاخ در میاوریم..........

پشت چراغ قرمز مانده ام و بی صبرانه منتظر سبز شدن ان هستم تا خود را به کنفرانس بازاموزی در سالن صدرا برسانم و ۳ امتیاز مدون امروز را از آن خود نمایم!!!...یک دستگاه اتوبوس خط واحد از سمت فلکه نمازی  به سمت ما می اید..و نا گهان چشمان ما از حدقه در میاید!!شاخی درمیاوردیم بیا و ببین...راننده اتوبوس یک خانم جوان حدود ۳۰ سال با مقنعه و روپوش سرمه ای رنگ...و پشت سرش یک عالمه مرد...جان؟چی؟ای ولات پتاسیم!!حال میکنیم بسی...  

جایزه بزرگ..........

شهریور سال پیش٬تو درمانگاه نشسته بودم که یه خانمی زنگ زد به موبایلم و گفت :من از مجله نوین پزشکی تماس میگیرم و شما که تو مسابقه مجله شرکت کرده بودین٬برنده یک دستگاه!معادل نیم سکه بهار آزادی شدید!!خلاصه فهمیدم که فرزاد با موبایل منم اس ام اس فرستاده بوده..حالا هر چی نخواستم به روی خودم بیارم که من نفرستادم نشد..چون شماره اشتراک خواست و منم مجبور شدم بگم که شوهرم هیئت علمیه و رایگان دریافت میکنیم...خلاصه واسه همه بچه ها شیرینی خریدم و کلی مدارک و فتوکپی و خرت وپرت فرستادم و حساب بانک تجارت باز کنید و.........فکر کنم سی هزار تومنی خرج شد.....!!

یک سال گذشت.....................

۲۹ شهریور امسال ٬گوشی اینجانب زنگ خورد...ببخشید با اقای دکتر کار داشتم..بفرمایید ٬همسر شون هستماز مجله نوین پزشکی تماس میگیرمامروز مبلغ ۷۵۰۰۰ تومان به حساب بانک تجارت اقای دکتر به مناسبت برنده شدنشون واریز شد.میتونین برین وصول کنین!

نتایج اخلاقی:

۱)پارسال نیم سکه ۷۵۰۰۰ تومان بود٬امسال ۱۰۳۰۰۰ تومان!

۲)احتمالا اگر برنده یک دستگاه ماشین و یا خونه میشدم به نوه اینجانب زنگ میزدن که یه مادربزرگی داشتین ٬۲۰ سال پیش مرحوم شد!بیایین جایزشو تحویل بگیرین!

۳)اسب پیشکشی رو دندوناشو نمیشمارن!همینکه تو این مملکت بخور تو خور بعد از یکسال جایزمو دادن کلی باید ممنون باشم!

۴)برنده شدن در هر صورت احساس خوبیه!!حتی اگه چاخانت کرده باشن!!