غروب تخت جمشید با توماس و کارل..
۲روز پیش با ۲تا توریست المانی رفتیم تخت جمشید و نقش رستم.یکیشون مترجم زبان انگلیسی به المانی کتب پزشکی بود.اون یکی دندانپزشک ومتخصص ایمپلنت بود..خلاصه بماند که چقدر حرف زدیم و حرف زدن و نتایجی که از این دیدار گرفتم:
مجددا به این نتیجه رسیدم که نباید از رو ظاهر افراد قضاوت کرد و اون ذهنیتی که از مثلا المانها تو ذهنمونه که خیلی خشک هستن٬همشون اینطوری نسیتن.به طوری که در عرض ۳دقیقه اول تمام امار منو گرفتن!!یک المانی میتونه خیلی خاله زنک باشه!!به طوری که از من بپرسه که ۴ساله ازدواج کردی٬خودتون نمیخوایین بچه دار بشین؟!!نظرش در مورد ایران خیلی خوب باشه و بگه خیلی لیبرال تر از اونی هست که تو دنیا نشون داده میشه.خیلی خونگرمین٬زنهای ایرانی اکثرا خیلی خوشگلن و خیلی به خودشون میرسن.و این روسری مثل یک قاب صورت شما رو زیباتر نشون میده!!علی رغم اینکه برای هر ایمپلنت به طور متوسط بین ۱۶۰۰ تا ۱۸۰۰ یورو میگیره٬بگه هتلهای بزرگ تو ایران خیلی گرونه و بره تو یک هتل در حد مهمانپذیر اقامت کنه..
وضمنا به این نتیجه رسیدم نیکلای سارکوزی خیلی خیلی مضحک تر از خیلی سیاستمدارهای دیگه ای که بلافاصله به ذهنمون میرسه.نقش رستم از دور همانند خرابه های پترا تو اردن هستش.
و اون مترجم انقدر دقیق بود که وقتی نقش فروهر رو تو دروازه ملل دید گفت این بالهاش صاف ولی تو نقش رستم تصویر فروهر بالهاش در حالت افق نبود.. و باعث شد فک من و لیدر پایین اومد و لیدر گفت من چند ساله لیدرم و این همه تور بردم هرگز کسی متوجه این نکته نشده بود و براش دست زد..
و اون مترجم انقدر باهوش و باحال بود که وقتی لیدر داشت در مورد اندازه ستونها توضیح میداد گفت نه والله!!!!!و ما از خنده و تعجب منفجر شدیم .و تو راه برگشت یادش دادیم که میتونه بگه هاوالله!!
و در جواب بعضی حرفهای عجیب با لحن علی صادقی تو سریال ۳در ۴ بگه :چیییییییی میگی!!
و تا شیراز هر حرفی زدیم این ۲ تا هی گفتن چییییییی میگی!!
ضمنا در پایان بگم که قربون خدا برم .چون دوست دختر این دندانپزشک چشم سبز٬موطلایی یه دختر سیاهپوست اهل زامبیا بود..که میگفت امیدوار ه سال اینده اون بیاد المان و اگه تونست اب و هوای ابری و سرد برلین رو تحمل کنه با هم زندگی کنیم...
البته در اینجا اعتراف میکنم که من کاملا به این نکته پی بردم که نژادپرست هستم و لازم نیست این مطلب رو بکنین تو چشمم!!